حرف های تــــــــــــــ و - من و تو **عشقولانه**
X
تبلیغات
رایتل
غلط است این تفکر که بپنداریم زندگی می گذرد بپذیریم زندگی می ماند ؛ من و تو می گذریم.....!
سه‌شنبه 20 فروردین‌ماه سال 1392
حرف های تــــــــــــــ و

حرف های تــــــــــــــ و

گیر کردند ...

در ...

گلوی من ....!

نمی دانم چرا اما این را می دانم که در کودکی پدرم می گفت حرف اندازه دهانت بزن اون روزها در روزهای پر التهاب کودکی هیچگاه معنی این حرف را نفهمیدم اما امروز در این لحظه از زمان می فهم که چگونه حرف بزرگ در گلویت گیر می کند و تو امروز آن حرف بزرگی که در گلویم گیر کرده ای،گیر داده ای و نمی خواهی مرا ترک کنی همانند لقمه ای که نه می توانی قورتش بدهی و از دهانت بیرون بیاوری در میان گلویم 50 درجه به غرب زیر رگ هایی که به خدا نزدیک است تو گیــــــر کرده ای؟نه دلم می آید خردت کنم و نه می توانم قورتت دهم بیا و با من مدارا کن،بیا و همینجا بمان برای سالهای زیاد نترس تو قلبت از آهن نیست که در ماورای خیسی گلویم زنگ بزنی آری قلبت از سنگ است و سنگ سالیان سال است با آب در رودخانه ها سازگاری یافته است بیا و بمان و نگذار بسیاری از حرف های دلم را بر زبان آورم آری بمان و فریاد را در گلو خفه کن...

حال می مانی یا تو هم مثل دیگران رسم رفتن داری؟اما اگر می خواهی بروی لحظه ای درنگ کن،فکر و بعد آهسته از همان راهی که آمدی بـــــــــرو.نمی گویم به سلامت اما فقط بـــــــــرو

حرفهای تو گیر کرده بود....

در.....

گلویم....

اما حل شـــــد....

(احسان)





Powered by WebGozar

دوستان

من وتو

دختر پاییزی

دیوونه قلب

کلبه درویشی

فقط واسه تو

همه سلیقه ها
هفتایی ها
عشق گمشده
اشک عشق