اینبار به جای روح ، جسمم بیمار است - من و تو **عشقولانه**
X
تبلیغات
رایتل
غلط است این تفکر که بپنداریم زندگی می گذرد بپذیریم زندگی می ماند ؛ من و تو می گذریم.....!
چهارشنبه 21 دی‌ماه سال 1390
اینبار به جای روح ، جسمم بیمار است

سرفه های ممتد، نوید روزهای درد می دهند،حس می کنم گلویم مثل انسانی که ساعت ها جیغ زده و حال از فرط بی نفسی لال گشته باد کرده ،تنم داغ داغه مثل لحظه های دیدار عشقی،سرم هوای گیجی داره مثل گیجی های بعد از خراب کردن امتحان، می خواهم ساعت ها در زیر پتو سرگذاشته و آرام گیریم اما کار دنیایی مانع می شود ،دستمال در دست به دوستان و کارمندان حالی می کنم که بیماری هادم و همراه من شدن باعث بیماری می شود،ولی لحظه هایی هم هست که دور بودن نیز ممکن نیست و برای کار باید به انسان هایی که کیلومترها با تو فاصله دارند نزدیک شوی، عطسه های بی پایان این است ثمره زمستان،می گویم خوب شد رایانه ام آنتی ویروس دارد وگرنه به درد صاحبش گرفتار می شد،می خواهم به گفته و افکار خویش بخندم اما حتی حس خندیدن هم نیست ...می شود تو به جای من کمی بخندی؟





Powered by WebGozar

دوستان

من وتو

دختر پاییزی

دیوونه قلب

کلبه درویشی

فقط واسه تو

همه سلیقه ها
هفتایی ها
عشق گمشده
اشک عشق