من و تو **عشقولانه**
X
تبلیغات
ارزان موبایل
غلط است این تفکر که بپنداریم زندگی می گذرد بپذیریم زندگی می ماند ؛ من و تو می گذریم.....!
شنبه 16 خرداد‌ماه سال 1394

جمعه 25 اردیبهشت‌ماه سال 1394
قصه ها

سه‌شنبه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1394
تولد برایت زیباست ای زیبای من

بوی نو می آید،بوی عید،بوی تازگی،بوی یار و عشق دیدن اویی که نبودش عذاب و بودنش با همه سختی آرامش است،ناز دارد و ناز خریدن ناز ترین ناز دنیا افتخارش امروز برای من شده است،در سکوت سایه پرستان بی لیاقت،در شهری که مردمانش حسرت دوستت دارم گفتن ها را با خود به گور می برند،من در این روز عزیز به تو عزیزترین عزیز دوست داشتنی،دوستت دارم را تقدیم می کنم و باز بیعت خود را با تو تمدید می کنم،دوستت دارم و دوستم داری این نقطه امید من و توست،به بهار زندگیمان،به رهای عزیزمان همیشه یاد بده دوست داشتن زیباست،عشق ورزیدن کار خداست و دوست داشته شدن کار ماست،بیا امشب دست در دست هم غم ها را به فردا بسپاریم و در این لحظه خاص،در این عصر صبح با تو بودن،بنشینم،سکوت کنیم و منتظر گریه به دنیا آمدنت باشیم...هزار ساله شوی،هزار باره شوی و هزاران هزار بار خوشحال شوی...غم نبینی و دنیا برای همیشه به کامت باشد...ای کام زندگی من... شیرین بمان،ای رویای شب های تار من با من بمان،با من بخوان امروز...تولدت مبارک..با من بگو امروز تولدت مبارک...

بی همتای من،بد خلقی های من،بهانه دوست داشتن است و اخم هایم از درد و رنجی است که سالها همراه من خواهد بود،در بودن و نبودنم ،با من و یا با یاد من ،همیشه دوستم داشته باش...که در این شهر من برای همیشه غریبم...برای همیشه بی کسم...منی که همیشه خواستم بی کسان را کس باشم...

بیا فریاد براریم ای شهر،امروز روز کسی است که نبودنش عذاب و بودنش آرامش است.....

تولدت بر من مبارک....

پنج‌شنبه 21 اسفند‌ماه سال 1393

پردیس سینمایی تک یزد جز پنج سینمای برتر کشور

شامگاه 18 اسفند ماه در تالار ایوان شمس مراسمی برگزار شد که در آن از مدیران و مالکان سینما ساویز کرج ‌، سینما ونوس قم‌، سینما بهمن سنندج‌، سینما ماندانا تهران‌ و سینما تک یزد‌ به عنوان سینماهای برگزیده تجلیل شد و سینما تک یزد در ردیف پنج سینمای برتر کشور در سال 1393 قرار گرفت.


چهارشنبه 29 مرداد‌ماه سال 1393
آدم ها جنس های ناشناخته

آدم ها جنس های ناشناخته ای هستند،وقتی سکوت می کنند،وقتی فقط به یه نقطه نگاه می کنند،وقتی فکر می کنی کیلومترها نگاهشون تا تو فاصله داره

وقتی لبخندشون خشک میشه رو لباشون

وقتی دستاتو جلوی چشماشون میگیری و انگار چشما سنگ شدن...

اون زمانه که با خودت فکر میکنی این آدم باید تو خاطرات قشنگش غوطه ور باشه یا اصلا از غم عزیزی یا چیزی در تلاطمه....فکر میکنی میخواد با نگاهش،با سوکتش،با حرف نزدن هاش یه چیزی بگه،یه حرفی رو بزنه...

اما اون آدم حتی گوششم لال ه،نفسش سنگینه و خالی خالیه...

انگار دنیای از کلمات تو وجودش تو اون کله پر خروشش وجود داره که میخواد خودش با هاشون کنار بیاد،میخواد خودش تو لحظه همه رو توجیح کنه....

اما با همه این حرف ها سکوت میکنه،خودخوری میکنه مغزشو با محتویاتش به آتش میکشه،میسوزونه وبا سوزوندش وجودش غرق آتیش میشه....

و این درد و نگاه خیره تنها ثانیه ها رو در برمیگیره ثانیه هایی که انگار سالهاست این آدم در فکر فرو رفته....

گاهی برخی خاطرات هستند که نه میتونی دورشون بریزی،نه میتونی نگه شون داری،بین زمین و آسمون سرگردانن،تا میای از ذهنت از وجودت بیرونشون کنی،دمه  در که میرسند باز دلت نمی یاد،مثل این کاغذهایی هست که روی میز کارت ریخته اما نه میتونی دورشون بریزی و نه کاری باهاشون داری اما برای روز مبادا برای اگه ها نگه شون می داری!!عین همونان..بدردنخور اما دوست داشتنی...عین دو دوستی که با هم قهرند و هیچکدوم دوست ندارند به هم زنگ بزنند و اما از عشق هم ساعت ها شاید روزها گوشی به دست می خوابند،کار می کنند و زندگی می کنند و هر اس ام اس تبلیغاتی هم برایشون نوید عشقشونه....

آدم ها تا تو لحظه قرار نگیرند نمی فهمند من چی میگم،آدم ها تا تو اون سکوت،تا توی اون فریاد قرار نگیرند معنی خیلی از کلمات رو نمی فهمند...معنی انتظار...معنی دوست داشتن...معنی گوشی به دست خوابیدن...معنی اومدن اس ام اس تبلیغاتی به جای اون اس ام اسی که خیلی منتظرشی و هیچ وقت قرار نیست بیاد....

یادها،خاطره ها،سکوت ها هم رو باید تجربش کنی،باید باهاشون زندگی کنی،باید با اونا انس بگیری تا بفهمی من چی میگم....

بهتون توصیه نمی کنم که دعا کنید اینایی که گفتم رو تجربه کنید...اما اگه تجربه کردید اگه لحظه ها براتون سنگین شدن و قلبتونه به سرعت افتاد....تنها سکوت کنید....

سکوتی تلخ  اما اجباری....

فراموشی نعمت بزرگ خداوند به انسان های عاشق...

فراموشی مرهم دردهای کهنه و تازه........

فراموش کن که دوست داشتن وظیفه هر انسان است...

فراموش کن که فراموشت کرده اند......

نعمت خدا را پاس بدار و شکر کن اویی که از همه برایت بهتر بود و هیچگاه ندیدیش....دآدم

جمعه 10 خرداد‌ماه سال 1392
می شود؟

چند روزی است گرفتار بدبختی جدیدی شده ام،گروه گروه آدم را باید برای استخدام و کار، گزینش کنم،آخر هر چه به دوستان می گویم بابا من آدم اینکار نیستم هیچکدام باور نمی کنند،فردا وقتی تمام 186 نفر را قبول کردم می فهمند برای استخدام یکنفر از همچون منی نباید بخواهند گزینش کند آنهم نیرویی از جنس مخالف.... .....بهرحال من به عنوان یک مدیر گزینش می کنم و تمام این 186 نفر جویای کار را برای یک کرسی خالی موجود در محل کارم انتخاب خواهم کرد،باور نمی کنید فردا می بینید

یکشنبه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1392
....بی عنوان

امروز بازهم  پستچی پیر محله ی ما نیامد
یعنی آمد اما باز هم نامه تو را فراموش کرده بود با خود بیاورد
نه که فراموش کرده باشد می گفت نامه ای برایم نیاورده است
نکه تو ننوشته باشی نه می گفت ......
اصلا  یا باید خانه مان را عوض کنم
یا پستچی را
تو که هر روز برایم نامه می نویسی .... مگه نه ؟!!
دروغ گفتن تنها بهانه برخی برای زندگی است ، دروغ می گویند و با دروغ عاشقانه حرف می زنند انگار دیگران  دور از جان خرند و خریت آنها را نمی فهمند....

پنج‌شنبه 19 اردیبهشت‌ماه سال 1392
دارم می رم...

وبلاگ دیگر من...http://maanto.blogfa.com/

سه‌شنبه 17 اردیبهشت‌ماه سال 1392
غمگینم

«غمگین و خسته‌ام»،«دلم یک هوای بارانی می‌خواهد و یک شانه برای گریه کردن»،« و یک گور پدری که نثار دنیا و تمام متعلقاتش بکنم»

   1       2       3       4       5       ...       12    >>





Powered by WebGozar

دوستان

من وتو

دختر پاییزی

دیوونه قلب

کلبه درویشی

فقط واسه تو

همه سلیقه ها
هفتایی ها
عشق گمشده
اشک عشق